خوک چهارم - تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 4:39
. به نظر میرسه این پدیدۀ بستن بار داره خیلی نگران کننده میشه. البته کسی مخالف این حرکت نیست. همه دوست داریم بارمون رو ببندیم و فکر نمیکنم کسی از خونه و ویلای آنچنانی و ماشین گرونقمیت و تعداد زیاد صفرهای حساب بانکی بدش بیاد (خدا نصیب همه بفرماید انشاا
یادی از جناب لمور - تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 4:39
چند شب قبل در حال مطالعه روزنوشته های محمدرضا شعبانعلی عزیز بودم که رسیدم به پست آنتروپومورفیسم و با دیدن عکس جونوری به نام لمور (Lemur) احساس کردم که خیلی برام آشناست. انگار یه جایی همدیگه رو دیده بودیم! البته در اون موقع کاری پیش اومد و از پای لپ
خودباهوش انگاری و دگرگوسفندپنداری ایرانیزه - تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 17:31
در بعضی از نوشته هام به رفتارهایی اشاره کردم که به نظر میرسه در وجود ما ایرانیان نهادینه شده و نقطه مشترکشون هم نداشتن اون پارامترها همراه با توهّم داشتنشونه! به عبارت دیگه چیزهایی که در واقعیت نداریم رو فکر میکنیم که داریم (و بلکه خیییییلی هم داریم!
طهران قدیم (نذر صیغه) - تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 17:31
در ادامه پست قبلی در رابطه با رفتارهای جاهلانۀ نیاکان و گذشتگان نه چندان دورمان در راستای اثبات دوستی و محبت خاندان اهل بیت و اظهار دشمنی با خلیفه دوم از خلفای راشدین که این ماراتون نفس گیر با شروع ماه ربیع الاول به حد اعلای خود میرسید، به یکی از مهم
احقاق حقی احمقانه به روش استکتاب - تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 17:31
زمانی که مرحوم دکتر مصدّق والی فارس بود، یکی از بزرگان و معتمدین شیراز به نام ادیب (یا ادیب الدّوله) نامه ای دریافت کرد بدون هیچ نام و نشونی که در اون فقط یک جمله نوشته شده بود: جناب ادیب. ای مرتیکۀ قرمساق! به ریش توپی تو ری د م !!! (با عرض پوزش از
جهل مردم را دست کم نگیریم - تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 17:31
در زندگی روزمره، واژه هایی شنیده می شود که به خودی خود، احساس خوبی را به مخاطب القاء نکرده و اغلب با واکنش های ذهنی مثبتی روبرو نمی گردد. واژه هایی مثل "فقر" ، "جنگ" ، "جهل" و ... . در اینجا قصد دارم در مورد یکی از همین واژه ها کمی روده درازی کنم.
در پاسخ به رفتار عجیب یاسر هاشمی رفسنجانی - تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 17:31
یاسر عزیز! به عنوان کسی که نه تو رو میشناسه و نه عاشق سینه چاک مرحوم پدرت بوده، میخوام چند خطی برات بنویسم. کاری به این ندارم که آیا شایستگی دست یافتن به این پست و مقام هایی که بهشون رسیدی رو داشتی یا نه چون بهرحال در یک جامعه ایده آل که بر اساس صل
پست موقت (خطاب به خودم) - تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 17:31
یکی از زیباترین صحنه های زندگی که احتمالاً هر 13 سال یکبار اتفاق خواهد افتاد اینه که از ساعت 9 شب بشینی تا نزدیک 1 و طولانی ترین پست تاریخ وبلاگت رو بنویسی و بعد از غلط گیریهای املایی و انشایی و مرتب کردن پاراگراف ها ناگهان کافه بهم بریزه و همه ش بپ
روانکاوی مردان ایرانی - تاریخ: 1396/7/18 ساعت: 19:13
یکی از زیباترین و قدرتمندترین و در عین حال دردناک ترین نوشته های استاد روانشناسی و روانکاو حرفه ای و کاربلد کشورمون جناب آقای دکتر محمدرضا ابراهیمی که دلم نیومد اینجا قرار ندم. امیدوارم با تفکر و تعمق بیشتری خونده بشه. . . . روانکاوی مردان ایرانی (به قلم دکتر محمدرضا ابراهیمی) . . اگر میانگین سن روا...
بلای مضاعف - تاریخ: 1396/7/18 ساعت: 19:13
تابستون دوسال قبل با خونواده عزم شمال کشور نمودیم (جای همه دوستان خالی). در راه برگشت از یک جادۀ فرعی و نه چندان پر رفت و آمد و بعد از گذر از یک پیچ طولانی، ناگهان جاده کمی متفاوت و زردرنگ شد. فکر کردم احتمالا کامیونی چپ کرده و بارش تو جاده پخش شده. اما محموله پخش شده روی جاده ثابت نبود و تکون می خو...
حجکم مقبول حاج آقا - تاریخ: 1396/7/18 ساعت: 19:13
مکان: مشهد مقدس زمان : حدود 10 سال قبل جزئیات ماجرا از زبان قهرمان داستان: بدجوری هوس تایلند و پاتایا کرده بودم! از طرفی هم وضع مالی مون خیلی خوب بود (بهرحال پسر حاجی بازار بودیم دیگه) و از طرف دیگه میدیدم که جلوی چشمم جوونها دارن میرن و میان و سر من بدبخت بدجوری کلاه رفته! تنها مشکلم فقط شخص حاجی (...
طوطی احمق - تاریخ: 1396/7/18 ساعت: 19:13
حدود نیمه شب یکشنبه رسیدم بیرجند. شهر مورد علاقه ام با مردمانی سبز مثل همیشه رفتم خونۀ دوست عزیزی که هر زمان میرم بیرجند فقط اونجا اقامت دارم. تازه فهمیدم که دوستم جدیداً عاشق خانوم دکتری شده که داستانش مفصله و از حوصله بحث خارج. امیدوارم خدا بهش رحم کنه. . صبح منو از خواب بیدار کرد و گفت که کار مهم...
فرافکنی ایرانیزه - تاریخ: 1396/7/17 ساعت: 14:36
تابحال دقت کردین که در سوانح جاده ای کشورمون، همیشه از مدیرعامل شرکت خودروساز و وزیر صنعت و معدن گرفته تا آبدارچی نمایندگی فروش خودرو در خیابون پشتی خونه مون، و همچنین از وزیر راه و ترابری گرفته تا رانندۀ گریدر جاده سازی، همه در این سوانح مقصر اصلی هستن. اما یک نفر هیچوقت مقصر نیست: شخص راننده! . . ...
میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است. - تاریخ: 1396/7/15 ساعت: 18:01
پردۀ اول چندسال قبل در یک واحد تولیدی خصوصی توی کارخونه نشسته بودیم و بقول معروف داشتیم زندگیمونو میکردیم که ناگهان آژیر به صدا دراومد! آتش سوزی از انبار شروع شده و در حال گسترش بود. اونم کجا؟ توی یک کارخونۀ تولید کاغذ! تا به خودمون اومدیم دیدیم اکثر 60 پرسنل خط تولید اون شیفت در حال فرارن. البته کا...
پرایمینگ ذهنی - تاریخ: 1396/7/15 ساعت: 18:01
اوایل ازدواج بین چند خونه ای که برای سکونت دیده بودیم، یک انتخاب بین من و همسر گرامی مشترک بود. طبقۀ همکف منزلی قدیمی با حیاطی بزرگ و اختصاصی و صاحبخونه ای که از دوستان و همکاران قدیمی پدرم بود. درحقیقت اهل آپارتمان نشینی و لوکس گرایی و تجملات نیستیم و با زندگی سنتی راحت تریم. مخصوصاً خود بنده که خر...
آشنایی با یک مدیر تکرار ناپذیر - تاریخ: 1396/7/15 ساعت: 18:01
. معمولاً یکی هست که با بقیه فرق میکنه یعنی چی؟ مثال میزنم: . حوزه فوتبال: همه دیدیم که عشاق این رشتۀ ورزشی، علیرغم اینکه لیست بلندبالایی از حرفه ای های این حوزه رو در آستین دارن اما براشون یک نفر با بقیه متفاوته و هر زمان که اسم فوتبال میاد، بی اختیار نام این یک نفر در ذهنشون تداعی میشه. (حالا می ت...
این مرد کیست؟ - تاریخ: 1396/7/15 ساعت: 18:01
. قبلاً در یکی از پست ها اشاره داشتم به اینکه ترجیح میدم به جای دیدن 2 یا چند فیلم، یک فیلمو 2 یا چند بار ببینم. . در حقیقت، دیدن یک فیلم جدید برای اولین بار، درصورتی حس خوبی بهم میده که احساس کنم می تونم بعد از دیدنش، اونو وارد آرشیو کم تعداد فیلم های خاصم کرده و هرازگاهی دوباره ببینمش. که صد البته...
از انگور و شغال تا حوزۀ مدیریت دولتی - تاریخ: 1396/7/15 ساعت: 18:01
میگن یه بابایی دمر خوابیده بود و کله شو کرده بود تو جوب (جوی آب) و داشت آب می خورد. یکی رد شد و گفت: پدرجان. اینطوری آب نخور. عقلت کم میشه! برگشت گفت: عقل دیگه چیه باز؟!! گفت: هیچی با تو نبودم! کارتو بکن! . چندماه قبل یکی از دوستان بهم گفت میدونی چه رتبۀ خوبی تو الکسا داری؟ گفتم: الکسا دیگه چیه باز؟...
اطلاعیه - تاریخ: 1396/7/15 ساعت: 18:01
تا چند روزی کرکره وبلاگ پایین خواهد بود. شما رو دعوت میکنم در این مدت به وبلاگ های ارزشمند دوستان سر بزنید. به امید موفقیت
عروس تقلبی - تاریخ: 1396/7/7 ساعت: 13:55
چند وقت قبل یکی از وکلای محترم دادگستری از خاطراتش می گفت که جوانی وارد دفترکارش شده و گفته آقای وکیل به دادم برس. به من عروس تقلبی انداختن! . گویا جریان از این قرار بوده که در جلسه خواستگاری، دختر کوچیکه رو (که خوش آب و رنگ تر بوده) نشون دادن و موقع عقد (بعد از خطبه و امضای دفتر) زمانی که روبند عرو...

برچسب‌های مرتبط

بابا بی خیال دیگه ناز کردنم | بابا بیخیال دیگه ناز | آقای دکتر طوسی | آقای دکتر سریال کره ای | آقای دکتر بدون سانسور | انسان چهل هزار سال قبل | افغانستان چهل سال قبل | انسان چهل سال قبل | چهارشنبه سوری | چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت