در جستجوی نمکدان
-
تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 6:57
اوایل ازدواج بین چند خونه ای که برای سکونت دیده بودیم، یک انتخاب، بین من و همسر گرامی مشترک بود. طبقۀ همکف منزلی قدیمی با حیاطی بزرگ و اختصاصی و صاحبخونه ای که از دوستان و همکاران قدیمی پدرم بود. درحقیقت اهل آپارتمان نشینی و لوکس گرایی و تجملات نیستیم و با زندگی سنتی راحت تریم. مخصوصاً خود بنده که خ
اندکی اتلاف وقت، بسی حال خوش (40+)
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 2:15
لازم به ذکر است که این پست هم مثل تمامی نوشته های این وبلاگ، صرفاً در راستای اتلاف وقت گرانبهای شما عزیزان بوده اما با این تفاوت که مسئولیت از راه به در شدن مخاطبین زیر 40 سال برعهده اینجانب نمی باشد. علیرغم اینکه بارها تاکید داشتم که تمامی مطالب این خراب شده حاصل توهمات و پندارهای ذهن بیمار نویسنده
رفع خستگی همراه با اندکی شرمندگی
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 6:25
ماموریت ناگهانی به استان خراسان جنوبی و شهرهای قاین، فردوس، طبس و بیرجند که از ساعت 4 و نیم صبح دوشنبه آغاز شده بود دیشب با 1860 کیلومتر رانندگی در جاده های کویری به پایان رسید و ساعت 10 شب رسیدم خونه و با توجه به یک عدد هایپ که برای هوشیاری بالاتر رانندگی مصرف کرده بودم، همچنان مثل جغد بیدارم. ضمن
یک عمر دویدیم و ...
-
تاریخ: 1396/4/4 ساعت: 6:25
اگر از بحث باورهای مختلف ادیان و مذاهب گوناگون در مورد کیفیت زمان وقوع مرگ چشم پوشی کنیم و صحبت بزرگان طریقت و عرفا رو هم فاکتور بگیریم، در حالت بسیار ساده شده، معتقدم که در لحظه وقوع مرگ، پرده ها از جلوی چشم کنار رفته و بسیاری از واقعیت ها آشکار میشن و احتمالاً خواهیم دید که تمام یک عمر دوندگی و چه
دریغا که ...
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 18:59
وقتی که چند روز (به هر دلیل) به صورتت استراحت میدی و بی خیال تیغ و ماشین ریش تراش و سمباده و اینا میشی و بعدش هم میری پای آیینه و می بینی که ریش های مبارک (همونی که بعضیا بهش میگن محاسن) سفید شده اولین چیزی که به ذهنت میاد چیه؟ خب. بقول مش قاسم دروغ چرا؟ از خودم عرض میکنم: اولین عبارتی که ناخودآگاه
تحصیلکرده!
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 19:16
حدود 60 سال قبل در یک خونواده مذهبی بسیار سنتی و متعصب متولد شد. اونقدر متعصب که پدرش حتی اجازه نمی داد درس بخونه. باید کار میکرد و در زمان های آزاد، به درسش می رسید. علاقه شدیدش به تحصیل تبدیل به نقطه ضعفی شد که پدرش در راستای مطیع کردن فرزند از اون بهره ها برد! حتی یکسال اجازه نداد مدرسه بره. چندب
تست چند ده گزینه ای
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 6:34
سوال) شعر وزین و ارزشمند زیر از کیست؟ در خراسان، خروس، مُرغ نر است کـوه قاف از نــخود بزرگتــر است هر زنـــی انـــدر اصـفهــــان زایــد طفل او دختر است یا پسر است بچــۀ گـــاو هســـــت گوســـالــه بچـۀ خـر همیـشه کرّه خر است سعدی آل پاچینو حسین پناهی علی شفیعی جم مارلون براندو چارلی چاپلی
چه کنم با این صد میلیون تومن ها؟
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 6:55
دیروز(شنبه) در معیت آقای همکار عازم یکی از استان های همجوار شدیم. بر اساس 3 قرار ملاقات در 3 شهر این استان و همچنین بازدید از چند نقطه دیگه، طوری برنامه ریزی کرده بودیم که تا فردا شب بمونیم که به دلایلی به حالت MP3 کارها رو انجام دادیم و امشب برگشتیم. دیشب مهمون یکی از مشتریان شرکت بودیم که در باغ
تحلیل های تخصصی
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 1:43
دوران دبیرستان، دبیر ریاضی فرهیخته ای داشتیم که نه تنها در جبر و مثلثات و هندسه، بلکه یه جورایی استاد اخلاقمون هم محسوب میشد. نمیدونم الان هم از این معلم ها پیدا میشه یا نه. طوری که هرازگاهی با یکی دونفر از همکلاسی ها میرفتیم خونه ش و کلی گپ میزدیم یه روز خاطره ای از خودش برامون تعریف کرد و گفت: « ز
اندر چالش های سفر به سرزمین لبخندها (4)
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 0:39
مقدمتاً باید عرض کنم به علت کسالت چند روز اخیر و تعویق در نوشتن چالش های این سفر و اینکه می خواستم زودتر قالش کنده بشه این پست آخری رو خیلی سریع و بدون ویرایش نوشتم و امیدوارم که پیشاپیش پوزش حقیر رو پذیرا باشین. چالش ششم «هم اتاقی عزیز» قبل از برنامه ریزی مقدمات سفر، از تمام عزیزانی که سهمیه داشتن،
اندر چالش های سفر به سرزمین لبخندها (3)
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 14:32
چالش چهارم « دود و کُنده » زمان جمع آوری گذرنامه ها و مدارک، یکی از همسفرها در دقیقه 90 اعلام فرمود که به این سفر نمیاد و به جای خودش، باباشو میفرسته! بهش گفتم آخه مرد حسابی. پیرمرد 75 ساله رو می فرستی سفر تایلند که چی بشه؟! گفت بذار حاجی(یعنی باباش) آخر عمری یه حالی بکنه! (خراب این منطقش شدم) گفت
بازگشت از سرزمین لبخندها
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 0:41
سلام و عرض ادب خدمت تمامی دوستان عزیز سفر به تایلند (سرزمین لبخندها) به پایان رسید و دلتنگی هاش همچنان باقی. در این مدت به اندازه کل عمر خودم و هفت پشتم، لبخند دریافت کردم و لبخند تحویل دادم! روزهای بسیار خوبی بود. نه استرسی، نه فکر و خیالی، نه چک برگشتی و نه هیچ چیز دیگه. جالب اینکه اصلا به نوشتن
اندر چالش های سفر به سرزمین لبخندها (1)
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 0:41
چالش اول « اجتماعات مردم شهر برای انتخابات » علیرغم اینکه پروازمون از مشهد ساعت 5 صبح بود اما به دلیل شلوغی شهر و ازدحام مردم برای تبلیغات انتخاباتی، به همه همسفران اعلام کردم که ساعت 1 در فرودگاه باشن (که اومدنشون تا سه و نیم صبح طول کشید) قرار شد برادرم منو به فرودگاه ببره که ایشون هم خواست سر به
اندر چالش های سفر به سرزمین لبخندها (2)
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 0:41
چالش سوم « حاجی حسینی سلام! » یکی از دوستان که از دست اندرکاران حوزه گردشگری و مالک هتل و همچنین عاشق سفر به کشورهای مختلفه اعتقاد جالبی داره. میگه اگه وارد هر کشوری شدی و از رستوران های ایرانی و مک دونالد و کی اف سی آویزون نشدی و تونستی غذاهای اونجا رو تست کنی هنر کردی. راستش این حرف خیلی به دلم نش
از مراجعه به این افراد جداً خودداری شود
-
تاریخ: 1396/2/24 ساعت: 4:29
یکی از اساتید و موسپیدهای بزرگوار حوزه حقوق که مورد وثوق و اعتماد تمام اطرافیانه در خاطراتش از پرونده های حقوقی با افتخار از این موضوع یاد می فرماید: « در طی 30 سال وکالت دادگستری، تعداد (نمیدونم 100 یا 200 یا هر عددی) زوج جوان رو که برای طلاق مراجعه
با شعور مخاطب بازی نکن
-
تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 3:29
کاری به هیچ قسمت از بازی بین کاندیداها ندارم. در مورد انتخابات هم تاالان چیزی ننوشتم. ولی در مورد یک موضوع نمی تونم سکوت کنم. امشب بعضی از کاندیداها خیلی از حد گذرونده بودن! درسته که ملت ما نشون دادن که در مورد حافظه تاریخی نمیشه بهشون اتکا کرد ولی
بایدها و نبایدهای متعفّن
-
تاریخ: 1396/2/21 ساعت: 18:59
21 خردادماه 95 در رسانه های خبری کشور با انتشار خبر 2 مرگ همزمان روبرو شدیم. یکی حبیب محبیان و دیگری برند ارج. همون موقع مطلبی نوشتم و برای یکی از سایت ها ارسال کردم که کمتر از دو ساعت به دلیل تند بودن محتوا(!) همراه با عذرخواهی مسئول محترم سایت مر
هیتلرجان! آسوده بخواب که ما بیداریم
-
تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 4:36
اهل کاشانم ... همیشه به این جمله سهراب سپهری حسادت کردم. چقدر خوبه که یه نفر بتونه با خیال راحت بگه اهل کجاست. راستش از شما چه پنهون، یکی از سخت ترین سوالاتی که ازم میشه و جواب روشنی براش ندارم اینه که بپرسن : اهل کجایی؟! مثل همین امشب که یه نفر ازم
آفتابه داران عصر جدید و طرح یک سوال
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 18:22
بعید میدونم حکایت معروف آفتابه دار مسجد شاه رو کسی نشنیده باشه. داستان آدم بیکاری که آفتابه های مسجد شاه رو به رنگهای مختلف رنگ آمیزی کرده بود و هر بنده خدایی که با هدف روشنایی چشم و رهایی از عذاب دنیوی(!) قصد ورود به بیت الخلاء (همون WC امروز) رو دا
شاید 2000 سال بعد
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 0:46
زمان : سال 4017 میلادی! مکان : دانشگاه ... سخنران: پروفسور ... متخصص تاریخ و باستانشناسی موضوع: رفتار پیشینیان و اجدادمان در 20 قرن قبل ***************************************** خانمها و آقایان! امروزه علیرغم در اختیار داشتن بالاترین میزان علم و تکن