چندماه قبل همراه با مدیرعامل و مدیرفروش شرکت، پرواز کردیم به سمت تهران برای شرکت در نمایشگاه لوازم خانگی و همان روز هم برگشتیم.
قبل از پرواز به مدیرعامل گفتم:
ــ آیا فکر کردی اگه این هواپیما سقوط کنه، تمام سازمانت از بین میره؟! یک مدیر عاقل همیشه این ریسک رو درنظر میگیره و پروازها رو جداگانه برنامه ریزی میکنه.
حالا پاسخ مدیرعامل به بنده چی بود، بماند!
درحقیقت، این دیدگاه رو سالها قبل از خاطرات یکی از مدیران بزرگ و کاربلد کشورمون ( یکی از افتخاراتم اینه که در محضرشون شاگردی میکنم) برداشت کردم.
این بزرگوار، در خاطراتشون اینطور فرمودند که:
سالها قبل که در مقام مدیر یک بخش (یادم نیست کدوم قسمت) سازمان بزرگی در کشور امریکا همکاری می کردم قرار بر این شد که برای تشویق تمامی مدیران این سازمان، یک تور تفریحی چند روزه به ساحل هاوایی برگزار بشه (ایکاش مدیران ما هم یاد بگیرن!)
بلیت پرواز برامون تهیه شد. اما زمانی که با خوشحالی عازم فرودگاه بودیم، ناگهان مدیرعامل دستور داد که همگی برگردیم! و ضمن توبیخ شدید مسئول تدارکات سازمان که برای همه ما در یک پرواز بلیت گرفته بود، گفت :
ــ مرد حسابی. فکر نکردی که اگه این پرواز سقوط کنه همه مدیرانم رو از دست میدم و تا سازمان بخواد دوباره کمر راست کنه ورشکست شدیم و از بین رفتیم؟!
و در ادامه هم جناب مدیرعامل، جدولی تهیه کرد که بر طبق اون، مدیر هیچ قسمتی حق نداره با معاون یا سرپرست همون بخش در یک پرواز حضور داشته باشه
مثلاً مدیر مالی نباید با معاونش بره و می تونه با مدیر تولید همراه بشه یا معاون تولید با مدیر پشتیبانی اجازه داره پرواز کنه و الی اخر
و چنین شد که برنامه ریزی این سفر در 8 پرواز مختلف انجام گردید.
جالب تر اینکه ایشون در ادامه فرمودند که این راهکار رو سالهاست که در زندگی خودم هم بکار می بندم.
وقتی که قرار باشه خانوادگی پرواز کنیم، اگه بچه ها نباشن، حتماً من و همسرم جداگانه پرواز میکنیم که در صورت هرگونه اتفاقی حداقل یکی از ما بخاطر بچه ها زنده بمونه و اگه قرار باشه که با بچه ها بریم که دیگه فرقی نمیکنه. همه با یک پرواز میریم!
ما را در سایت عیدی حاج خانوم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 156